روزی شاگری به استادش گفت مرا پندی عنایت کن!استاد مشتی نمک در لیوان آبی ریخت و امر کرد به شاگرد که بنوشدشاکر قدری نوشید و گفت خیلی شور استچند روز دیگر استاد به اتفاق همان شاگرد در کنار برکه ی آبی گوارا قدم می زدنداستاد مشتی از نمک را در برکه آب ریخت و به شاگر امر کرد که یک لیوان آب بنوشد، او خورد !استاد گفت آیا شوری آن را احساس نمودی، شاگردگفت خیراستاد به شاگرد گفت ای پسرم ؛ بدان که آن نمک مشکلات زندگی است که هر فردی در زندگی با آن مواجه است ، اما آن آب روح شماست، پس هواره بکوش تاروحت بزرگ باشد تا به مشتی نمک شور وناگوار نگردد. پاسخ به شبهات ...
ما را در سایت پاسخ به شبهات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 7:13